الشيخ محمد جواد الخراساني

تنبيهات و تذكرات 9

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)

معنى اطلاق عرفان بر علوم ائمه ( ع ) غلط است و اطلاق عارف هم بر امام يا فقيه غلط است ، مانند سنى كه بمعنى لغوى تابع سنت است و به اين معنى جز ائمه و پيروان ايشان سنى نيست ولى بمعنى ثانوى اسمى و علمى كه مراد اهل سنت است ، اطلاقش بر ائمه و پيروان ايشان غلط است ، شايد زياده از هشت قرن باشد كه لفظ عرفان اسم و علم شده است براى تصوف و شعب منشعبهء از او و لفظ عارف هم اسم و علم براى اهل اين شعبه‌ها گشته مانند لفظ حكيم كه بى جا براى فلسفه دان اسم و علم شده ، بنابراين اسميت و علميت عرفان مرادف با تصوف ، و عارف مرادف با صوفى يا اهل شعبه‌هاى او مىباشد . عارف و صوفى يكى باشد دو نيست * ايندو اسم است و مسماشان يكيست رباعى : صوفى و شيخى و على اللّه * عارف و اولياء و اهل اللّه همه اسماء بىمسمايند * همه را يك مرض بود باللّه رباعى : همه سرگرم و هم و لا يعنى * طالب لفظهاى بىمعنى رشته‌ها مختلف بود ورنه * همه بر يك نهج بود مبنى پس تأمل كنيد كه مقصود به غير مقصود اشتباه نشود و تلبيس در كار نشود آنچه كه مشهور و معروف است بعرفان همان عرفان اسمى علمى را منظور ميدارند كه غير از تصوف و شعبه‌هايش نيست و عارف و عرفاءهم كه در اشعار و كتب و السنة و افواه نام برده مىشود همان اسمى علميست كه بجز اهل تصوف و شعبه‌هايش نيست ، باقى شرحش موقوف بمطالعه كتاب است كه در محلش كاملا شرح داده شده . 8 - چون بيان مطالب تدريجى است و همه را نميشود در يك آن و در يك جا در قالب ترصيف درآورد و از طرف ديگر همه بهم وابسته و